مقایسه کردن ، درست یا غلط؟!

سلام!

داشتم به این فکرمیکردم که چه تفاوت هایی بین انسانی هایی که توی مسیر موفقیت هستن با انسان های معمولی وجود داره ، که تصمیم گرفتم درباره یکی از اونها ، یعنی مقایسه کردن بنویسم.

همه ما از بچگی ، درحال مقایسه خودمون با بقیه بودیم. وقتی میدیم که مثلا یک بچه دیگه مثل خودمون چیزی بهتر از چیزی که ما داریم ، داره اونوقت بود که احساس میکردیم دارایی ما ، کاملا بیهوده هست!

چیزی که قابل توجه هستش اینه که این موضوع(مقایسه کردن) ، از اون دسته از چیزایی نبود که بعد از دوران کودکی بخواد از بین بره . یعنی با ما اومد و برای خیلی از ماها بدتر و شدیدتر هم شد!

سوالی که پیش میاد اینه که ، همه این ها چه ربطی به مسیرموفقیت داره؟!

ببینید ، یکی از مخرب ترین کارهایی که هر آدمی میتونه انجام بده ،‌ مقایسه کردن هست. اگر دوست دارید به خودتون توهین کنید و خودتون رو پیش خودتون خراب کنید و عزت نفس خودتون رو بیارید پایین ، خودتون رو با یکی دیگه مقایسه کنید!

شخصا فکر میکنم که مقایسه کار بسیار غلطی هستش.در هر زمینه ای که میخواد باشه. حواسمون باشه که مقایسه رو با سنجیدن ،‌ یکی نگیریم!

اتفاقا این خیلی خوبه که مطلع و خوشحال بشیم از اینکه مثلا یکی از دوستانمون یک ماشینی خریده که مدل اون ماشین ، از مدل مال ما بالاتر هستش.اما اینکه بعدش بیایم و مقایسه کنیم شرایط خودمون رو که چرا اون داره و من ندارم و هزار نوع دیگه از گفت و گوهای ذهنی منفی ، خیلی مخرب هستش و بجز مخرب بودن ، کار خیلی اشتباهی هم هستش! چرا؟

اول اینکه : زندگی هرشخصی با شخص دیگه کاملا متفاوته.مسیر هر شخص ، طرزتفکر هر شخص با شخص دیگه متفاوته و اصلا امکان مقایسه وجود نداره! مثل اینه که بیایم بگیم این موبایل بهتره یا اون یخچال؟خب اصلا اینا چه ربطی به هم دارن؟! هرکدومشون کاربرد و استفاده خودش رو داره.

دوم اینکه : ما از زیروبم زندگی دیگران خبر نداریم(و نباید هم داشته باشیم!).پس اگر کسی ظاهرا برای مثال زندگی خوبی داره ، دلیل بر این نیست که در واقعیت هم همینطوره! یا کسی که به ظاهر فرد آرومی هستش ، دلیل بر این نیست که واقعا هم همینطوره! و اگر هم ، واقعا چیزی که ما فکر میکردیم ، همونطور بود ، باز نباید مقایسه کرد! به دلیل اولی که گفتم: زندگی هر شخص با شخص دیگه متفاوته.

سوم اینکه : شاید اصلا این مقایسه ای که من دارم میکنم با شخص دیگه ، از نظر اصولی هم اشتباه باشه حتی!چطور؟ تصور کنید من درحال یادگیری یک مهارت جدید هستم و تازه کارم توی اون مهارت و خودم رو با شخص دیگه ای که در حال انجام اون مهارت به مدت ۵ سال هست دارم مقایسه میکنم.خنده دار نیست؟ خب اون شخص ۵ ساله که داره اون کار رو انجام میده.اگر هر سال رو یک پله در نظر بگیریم ، اون روی پله پنجم وایساده و من روی پله اول.هرطوری حساب کنیم اون از من جلوتر هست توی این مهارت. نتیجتا اصلا امکان نداره بتونم خودم رو مقایسه کنیم با اون شخص.

اما ، فقط یک استثناء وجود داره که میتونیم بگیم مقایسه کردن علاوه بر بدنبودن،خیلی عالی هم میتونه باشه! و اون هم مقایسه خودمون ، با خودمونه! اینکه من ببینم نسبت به دیروز چه پیشرفتی داشتم. ببینم نسبت به ۱ سال پیش ، ۵ سال پیش ، چقدر تونستم توی زمینه x بهتر بشم و براساس اون درس بگیرم و برنامه ریزی کنم برای بهتر شدن!

من بعد از مطالعه کامل چندین زندگی نامه از افرادی که در مسیرموفقیت هستن / بودن ، یکی از چیزهایی که متوجه اش شدم همین داستان بود . اونها خودشون رو با کسی مقایسه نمیکنن چون این کار رو نوعی توهین به خودشون میدونن.اونا فقط و فقط با خودشون توی رقابت هستن و از نوع درست مقایسه(مقایسه خود با خود) استفاده میکنن و بدون هیچ شکی یکی از دلایل اینکه توی مسیردرست هستن همین هستش.

البته یادمون نره که همین افرادی که دربارشون صحبت کردم(افرادی که توی مسیرموفقیت هستن) ، سعی میکنن از خطاهای خودشون و دیگران درس بگیرن.سعی میکنن از کارهای درستی که دیگران انجام دادن درس بگیرن تا خودشون رو بهتر کنن.اما به هیچ وجه این کارشون به یک گفت و گوی ذهنی منفی منجر نمیشه!

هرچیزی موقع خودش اتفاق میفته و نیازی به مقایسه نیست. به قول یک عکس نوشته ای :

یکی ۲۰ سالگی ازدواج میکنه و ۱۰ سال بعد بچه دار میشه ، یکی ۲۹ سالگی ازدواج میکنه و ۱ سال بعد بچه دار میشه!

یکی ۲۵ سالگی شروع میکنه به سرمایه گذاری و ۱۰ سال بعد میلیونر میشه ، یکی ۳۰ سالگی شروع میکنه به سرمایه گذاری و ۵ سال بعد میلیونر میشه!

پس به عنوان نتیجه ، بنظرم هیچوقت نه نیاز داریم و نباید خودمون رو با دیگران مقایسه کنیم و براساس اون مقایسمون بخوایم رفتار کنیم.

با خودمون توی رقابت باشیم ، خودمون رو بهتر کنیم ، و تبدیل بشیم به بهترین فردی که میتونیم و باید باشیم!

“مهدی آرمان”

17.03.1399

نظرات (2)

پاسخی بگذارید