پشتِ‌سر گذاشتنِ ۱۲ سال ،‌ دیپلم!

سلام!

من هم مثل تقریبا همه ی ما ، اولین روز مدرسه رو فراموش نمیکنم.اون موقع از مدرسه میترسیدم ،‌ اما کم کم طبیعتا عادت کردم بهش. از همون اوایل برام سوال بود همیشه که بعد از اینکه چهارم دبیرستان(اون زمان هنوز متوسطه اول و دوم نبود(نظام قدیم)) تموم بشه قراره چه چیزهایی یاد گرفته باشم؟!

۱۲ سال گذشته و من جواب تمام سوالات رو گرفتم ، بدون شک دوران مدرسه برای هر شخص یکی از خاطره سازترین دوران هستش. با وجود سیستم اشتباه آموزشی ، با وجود امکانات کم ،‌ اما باز هم دوستانی که آدم اونجا باهاشون آشنا میشم ، معلم هایی که هنوز دوست دارن دانش آموزان رو علاقه مند کنن به درس ،‌ و خیلی نقاط و نکات مثبت دیگه.

به هرحال ، با تمام سختی ها و راحتی ها ، با تمام استرس ها ، با تمام دوستی ها و خوش و بش ها و جروبحث کردن ها و درگیری ها ، این ۱۲ سال برای من هم به اتمام رسید. هرچند الآن در ابتدای یک داستان دیگه قرار میگیره هرکی که اینجاست ، اما با این حال ، دیگه مدرسه نیست.

روز اول ، سال اول!

هر سال توی چنین روزهایی ، درحال ساعت شماری برای رسیدن تابستون بودیم ، اما امسال برای من و کسایی که مثل من هستن ، نه دیگه مدرسه ای هست که بخوایم بخاطرش برای تابستون خوشحال باشیم ، نه دنیا در حالت عادی قرار داره و همه ما به نوعی درگیر هستیم. همه ما چندین ماهه که تو تابستونیم و مثل هرچیز دیگه ای برامون احتمالا تکراری شده و برامون ۱ تیر یا یکم هرماه دیگه ای تفاوتی نداره ، تا وقتی که وضعیتی که حاکمه ، بهبود پیدا کنه….

از من گذشت ،‌ اما امیدوارم نسل های بعدی ، از سیستم آموزشی بهتر و با امکانات بهتر و بیشتری بهره مند بشن ،‌ تا بتونیم جامعه آماری خیلی بهتری داشته باشیم. مدرسه همه چیز نیست ، اما تاثیر خیلی زیادی داره ، روی همه چیز! روی فرهنگ ، روی طرزفکر و خیلی چیزهای حیاتی دیگه.

امیدوارم روزی رو همه ما ببینیم که دیگه مدرسه ، نفرت انگیز نیست و هرکس بجای خوشحالی از تعطیلیش ، ناراحت میشه و روزشماری میکنه برای دوباره امتحان کردنش.

امیدوارم شاهد روزی باشیم که مباحث مفید و کاربردی در مدارس آموزش داده میشه تا هم برای دانش آموزان مفید باشه و هم مدرسه کار و رسالت اصلی خودش رو انجام داده باشه!

امیدوارم همه ما ببینیم روزی رو که مدرسه ، مکانی برای بی توجهی به علاقیات نباشه و اتفاقا باعث بشه هرکس علاقیات خودش رو پیدا کنه و در راستای اون تلاش کنه و مدرسه از یک کارخانه ی قالب سازی از دانش آموزان ، تبدیل بشه به مکانی که هرکس شکل مخصوص به خودش رو داره و هرکس سرجای خودش هست.

و امیدوارم نسل بعدی ،‌ نسلی نباشه که حسرت امکاناتی رو بخوره.

اون موقع هست که همه ما خوشحال تریم و حداقل این دلگرمی رو داریم که شاید مدرسه بتونه کمکی بکنه بهمون…

۱۲ سال گذشت و خیلی چیزها تغییر کرده ، دوستان زیادی عوض شدن برای من ، معلم های مختلف و دروس متفاوت. به من خوش گذشت ، اما چیزی که یاد گرفتم و به ما یاد دادن ، اون چیزی که باید ، نبوده و نیست.

امیدوارم نسل بعد ، بجای گلایه ، تعریفش رو بده…..

“مهدی آرمان”

01.04.1399

پاسخی بگذارید