هدف!

سلام!

به اولین هفته بلاگ خوش اومدید! تصمیم دارم از این به بعد ، هر آخر هفته ، یک بلاگ مفصل درباره یک موضوع خاص منتشر کنم.اولین موضوعی که برای اولین هفته بلاگ به ذهنم رسید ،‌ هدف بود.

فکر میکنم واژه هدف ، این روزها دیگه خیلی چیز عادی شده و همه ی ما روزانه این واژه رو هرجایی میبینیم! از سوشال مدیا گرفته تا تبلیغات و… اما واقعیت اینه که معنا و بار این واژه ،‌ فراتر و مهم تر از چندتا پست در سوشال مدیا و چند دقیقه تبلیغه. تمام زندگی انسان ، بر پایه این واژه بنا شده. هرچیزی ، یک هدف درون خودش داره که میتونه بزرگ یا کوچیک باشه.از کوچک ترین چیزهای زندگی گرفته تا چیزهایی که تصورش برامون سخته ، همه و همه هدف محسوب میشن!

قصد ندارم توی این هفته بلاگ درباره چیستی واژه هدف صحبت کنم و بیشتر میخوام درباره یک اشتباه برداشتی از این واژه بنویسم. اگر از شما بپرسم که هدف چیه ، پاسخ شما چیه؟ خب احتمالا میگید هدف یعنی چیزی که انسان میخواد ، یا نقطه ای که هرکس دوست داره بهش برسه ، یا مثلا رسالتی که هر شخص داره و باید انجامش بده و چنین پاسخ هایی.

هیچکدوم از این پاسخ هایی که مثال زده شدن ، غلط نیستن ، اما درست هم نیستن! البته این نکته رو نمیشه انکار کرد که دید و طرزفکر هر شخص نسبت به اشخاص دیگه متفاوت هست و هرکس هدف رو به یک دید نگاه میکنه(مثل هرچیز دیگه ای) ، و من در حال نوشتن هستم تا طرزدید خودم رو معرفی کنم ، صرف یک پیشنهاد هست و نه یک تحمیل!

بزرگ ترین اشتباهی که تقریبا همه ما میکنیم اینه که فکر میکنیم هدف یک نقطه هست که انسان باید اون رو برای خودش تعیین کنه و در راستای رسیدن به اون تلاش کنه.اما اینطور نیست!‌ هدف هرگز یک نقطه نبوده و نیست و نخواهد بود. اگر هدفتون یک نقطه خاص هست ، پیشنهاد میکنم فراموش یا اصلاحش کنید ، چون هدفی که یک نقطه باشه ، یک اشتباه برداشتی از واژه هدف هست. اما یعنی چی هدف نباید نقطه باشه؟ برای پاسخ به این سوال باید اول بیایم و نقطه رو تعیین کنیم.

خب سادس ،‌ هرچیزی که قابل دستیابی باشه(حتی به سختی زیاد) یک نقطه محسوب میشه. و وقتی یک هدف رو بر اساس یک نقطه تعیین کنیم ، اتفاقی که میافته اینه که یک روزی ما به اون نقطه میرسیم و بعد تمام! بعدش چیزی نیست! چرا؟ چون هدف ما رسیدن به فلان نقطه بود و ما هم رسیدیم به اون و غیرمستقیم ، خودمون ، خودمون رو به اتمام میرسونیم! چندتا مثال میزنم از اهداف نقطه ای و میریم سراغ ادامه بحث :

اهداف نقاطی

  • خرید فلان ماشین
  • خرید فلان وسیله(لپ تاپ ،‌ موبایل ، ساز یا هر وسیله دیگه)
  • تبدیل شدن به کسی که فلان کار رو میکنه (‌کوهنورد ، برنامه نویس ، نویسنده ، بازیگر یا هر شغل و عنوان شغلی دیگه ای)
  • یادگیری فلان مهارت (‌رانندگی ، طراحی ، مکانیکی یا هر مهارت دیگه ای)

همونطور که بالاتر گفتم ، اگر به خودمو نگاه کنیم ، متوجه میشیم که اکثرمون چنین اهدافی برای خودمون تعیین کردیم. خرید لامبورگینی ،‌ تبدیل شدن به بهترین بازیگر زمین ، یادگیری تخصصی طراحی گرافیک و و و ! اینجا سوالی که بوجود میاد و نباید ازش رد شد اینه که ، خب بالاخره شما یک روزی اون ماشین ، اون وسیله رو میخرید. شما یک روزی اون مهارت رو یاد میگیرید. اما بعدش چی؟! به پوچی میرسید و تمام میشه.

لازم میدونم این نکته رو بگم که برای خیلی از کارها اصلا باید اهداف نقطه ای تنظیم کرد. چه کارهایی؟! کارهایی مثل مسافرت.خب شما باید بدونی کجا میخوای بری ، نمیشه که دور خودت بچرخی همشو! مثلا هدفت رو میزاری رفتن به شمال ، میری و میرسی به شمال و در واقع میرسی به چیزی که میخواستی. اما یادمون نره که رفتن به شمال یا کلا چنین چیزهایی ، کل زندگی ما رو تشکیل نمیدن و صرفا برای چند دقیقه ، چند ساعت ، چند روز ، یا نهایتا چند ماه هستن. پس چه موقعی نباید اهداف نقطه ای تنظیم کنیم؟ پاسخ اینه که موقعی که میخوای هدف بلند مدت و درواقع ، هدف زندگیت رو مشخص میکنی. دیگه اون موقع نباید بگی مثلا مهاجرت به کانادا.چرا؟ چون بالاخره یک روزی مهاجرت میکنی و اونوقت طبق چیزی که واسه خودت تنظیم کردی ، دیگه زندگیت تمومه و هیچ هدف دیگه ای باقی نمیمونه! اما هممون میدونیم این واقعیت نداره.

اینجا سوالی که بی جواب مونده اینه که اگر هدف یک نقطه نیست یا نباید باشه ، چیه یا چی باید باشه؟

پاسخ این سوال اینه که هدف یک مسیره ناتمام هست.مسیری که هیچوقت به پایان نمیرسه و مدام ادامه داره و گسترش پیدا میکنه و این یکی از بزرگترین دلایل اینه که چرا و چطور انسان هایی که توی مسیر موفقیت هستن ، خوشحال هستن. اونها توی مسیر اهداف بزرگی هستن که برای خودشون تنظیم کردن و میدونن هرگز نمیتونن بطور کامل بهش دست پیدا کنن.

این داستان فقط برای اون افراد نیست ، یک کوهنورد ، صرفا از رسیدن به قله لذت نمیبره ،‌چون میدونه که به قله میرسه و بالاخره باید دوباره بیاد پایین. اون میدونه که باید از مسیر لذت ببره تا بتونه واقعا خوشحال باشه. نمیشه شما هدف بزرگی داشته باشید و مدام توی ذهنتون این باشه که پس کی میرسیم بهش؟! اصلا قرار نیست برسی! باید از مسیر لذت ببری و این مسیر هست که لذت بخش و جذابه.

اما فراموش نکنیم که توی همین مسیر هم ، یک سری نقاط هستن که میشه به اهداف کوتاه مدت و میان مدت تشبیهشون کرد ، که رسیدن به اونها هم لذت بخشه اما اونها قسمتی از مسیر هستن و باز باید از اونها رد بشیم!

هدف زندگی خوشحالی ، کمک به همدیگه و تاثیرگذاری هست. هرکس توی جهان ، یکسری رویاها،اهداف و برنامه ها برای خودش داره.اما کسایی که به اون اهدافشون اعتماد میکنن ، خودشون رو باور میکنن و رو به جلو حرکت میکنن تعدادشون خیلی کم هستش. دسترسی ما به اطلاعات از همیشه راحت تر شده ، هر موضوعی که شما دوست داشته باشید ، میتونید با جست و جو کردن ، مطالعه دربارش ، گوش دادن دربارش ، دیدن دربارش ، با اون آشنا بشید و اگر بخواید کاملا درکش کنید! شخصا فکر میکنم بهترین فرصت هستش برای یادگیری ، برای پیشرفت و برای تاثیرگذاری.

امیدوارم روزی رو ببینیم که فرد بی هدف و بی برنامه ای رو نبینیم،روزی که هرکس خودش رو باورکرده و داره در راستای چیزهایی که میخواد قدم برمیداره. روزی که همه بزرگ تر فکر میکنن و برای تاثیرگذاری مثبت و بهبود حال خودشون و دیگران ، تلاش میکنن…

“مهدی آرمان”

30.03.139927.03.1399

پاسخی بگذارید