کتاب‌ها!

سلام!

برای این بلاگ تصمیم گرفتم درباره یکی از گنج‌هایی که احتمالا خیلی‌هامون توی کتابخونه‌هامون داریم ، اما مدت‌‌هاست داره خاک میخوره و هرروز چشممون ،‌ به چشمش میخوره بنویسم!

گنجی که خیلی وقته ازش غافل شدیم و یادمون رفته که چقدر میتونه ذهن ، زندگی ،‌ طرزفکر ، نگرش و تقریبا هرچیز دیگه‌ی مارو تغییر بده.

گنجی که نسل‌های قدیمی‌تر از ما ، به اهمیتش پی بردن و ازش استفاده لازم رو بردن و احتمالا الآن درحال نتیجه‌گیری ازش هستن!

گنجی که ظاهر خیلی باارزشی نداره ،‌ اما اگه به عمقش سفر کنی ، متوجه میشی که چقدر میتونه ارزشمند بوده و تو فقط از روی ظاهرش قضاوتش کردی!

بله ، اون گنج ، کتاب هست و قراره که توی این بلاگ دربارش بنویسم. البته خب شکی نیست که کتاب ،‌ چیزی نیست که بشه توی یک بلاگ که نه ، توی صد بلاگ توصیفش کرد!‌

مطالعه برای کسانی که قصد دارند بالاتر از حد معمول باشند، ضروری است

Jim Rohn

یک شخصی که یک تجربه‌ای رو کسب کرده و میخواد با دیگران به اشتراکش بزاره ،‌ شخصی که ایده‌ای برای داستان‌نویسی توی ذهنش داره و میخواد بقیه انسان‌ها داستانش رو بخونن و نظرشون رو بشنوه ، شخصی که شعر میگه و لزوما شاید شاعر هم نباشه ، اما دوست داره بقیه با شعرهاش ارتباط برقرار کنن ، همگی این مثال‌ها و امثال این‌چنین اشخاصی ، با استفاده از نوشتن و کتاب کارهایی که گفتم رو انجام میدن.

شخصی میاد و از یک‌جای دیگه‌ی زمین ، یک اثری رو خلق میکنه و ما اینجا ، و در جای دیگه‌ی زمین ، این امکان رو داریم تا آثارش رو بخونیم و لذت ببریم ، یاد بگیریم و باهاش ارتباط برقرار کنیم.

و این باورنکردنی ،‌ فوق‌العاده و شگفت‌انگیزه!

چندین نسل قبل از من و شما ، چنین قابلیتی رو هرگز نداشتن و ما جزئی از نسل‌های اولیه‌ای هستیم که چنین فرصتی را داریم.فرصت لذت بردن از خوندن ، فرصت متوجه یک تجربه شدن ، قبل از تجربه کردن اون! ،‌ فرصت یادگیری از خوندن وَ وَ وَ!

مجبور نیستید برای از بین بردن یک فرهنگ کتاب ها را بسوزانید ،
فقط کاری کنید که مردم آن ها را نخوانند

Ray Bradbury

اما الآن خیلی‌هامون فراموشش کردیم و حتی متنفر شدیم ازش! هنوز هم کتاب ، یک گنج محسوب میشه ، اما ارزشی که پیش ما داره ، خیلی اومده پایین . مقصر رو میشناسم! ; شرایط جامعه ، نظام‌آموزشی ، خانواده و دوستان یا خودمون؟! همشون بدون‌شک ، تاثیرشون رو روی این اتفاق بد گذاشتن.اما مطمئنم مقصر اصلی خود ما هستیم! این ما بودیم که به هرکسی کتاب میخوند میگفتیم نادون ، این ما بودیم که فکر کردیم کتاب خوندن ، وقت‌ تلف کردن محسوب میشه ، این ما بودیم که با وجود اینکه کلی وقت آزاد در طول روز داشتیم ، بازم گفتیم “کی وقت میکنه کتاب بخونه آخه؟!” و این ما بودیم و هستیم که درحال به فراموشی سپردن کتاب هستیم. اما معتقدم هنوز هم دیر نشده! برای دوباره شروع کردن ، برای دوباره به‌خاطر اوردن کتاب ، برای افتادن روی مسیر درست ، هنوز وقت داریم.

هرکس میتونه و باید از خودش شروع کنه! حدس بزنه به چه موضوعاتی علاقه‌مند هست و چند اثر رو تهیه کنه . تا زمانی که علایق خوندنیش رو متوجه بشه و لذتش رو ببره! لازم نیست روزانه ۷ ساعت مطالعه داشت. کافیه لذت برد و یاد گرفت!

هرکس میتونه به احیاء شدن دوبارش کمک کنه تا دوباره ، کتاب ، تبدیل بشه به دوست ما ، به معلم ما ، به تفریح ما ، و گنجی که در اختیار داریم!

تصمیم دارم بعضی بلاگ‌ها رو به معرفی کتاب‌ اختصاص بدم ، و امیدوارم بتونم سهم کوچیکی توی این داستان داشته باشم…

کتاب خواندن همه چیز را ممکن می سازد

Kate DiCamillo

پاسخی بگذارید