"مهدی آرمان"

پیاده‌سازیِ 🧠 رویِ 💻 !

از کجا آمده‌ایم و به کجا میرویم؟

بدون دیدگاه

تیتر این بلاگ، همیشه یکی از مهم‌ترین سوالات برای بشر بوده است. علاقه‌مندی به پیش‌بینی آینده! اکثر ما دوست داریم بدانیم در آینده چه در انتظار ماست و جایگاه هرکدام ما کجاست. پیش‌بینی همیشه جذاب بوده است، بخصوص اگر درست از آب در بیاید!

خصوصیتی که دورانی که ما در آن موجود هستیم دارد این است که دیگر هیچ ‌پیش‌بینی نمی‌توان برای آینده کرد. قبل‌تر، پیش‌بینی بسیار ساده‌تر بود. اما حالا باوجود پیشرفت‌هایی که دیده می‌شود، هر پیش‌بینی احتمالا غلط از آب در می‌آید!

برویم سراغ تیتر و موضوع بلاگ! این بلاگ را به دو قسمت تقسیم می‌کنم تا اگر خواننده‌ای به قسمت اول یا دوم موضوع علاقه‌مند باشد، راحت‌تر بتواند آن را پیدا کند!

از کجا آمده‌ایم؟

باید بگویم نمیدانم! چه‌کسی میداند؟! محققان صرفا حدس‌های میزنند، اما از کجا میدانیم که چه‌مقدار از حقیقت را میدانیم؟! از کجا مطمئن هستیم که شاید تمام چیزهایی که تا به الآن متوجه‌شان شدیم، صرفا یک توهمی از حقیقت نبوده‌اند؟!

بیاید روراست باشیم، ما نمیدانیم از کجا آمده‌ایم! به‌قول کاب در شاهکار inception :

تو نمی‌دانی چطور و چگونه اینجا هستی! تا جایی که یادت می‌آید، صرفا خودت را در اینجا دیدی.

کاب(لئوناردو دی‌کاپریو) – inception

واقعیت همین است! هیچ‌کسی در میان ما نمیتواند به‌یاد آورد که چگونه به‌اینجا آمد! شاید به خواست خودش بوده، شاید از جایی دیگر فرار کرده باشد، شاید صرفا خوابیده است، از کجا معلوم؟!

همانقدر که پاسخ به سوال به کجا می‌رویم؟ سخت است، پاسخ به سوال از کجا آمده‌ایم؟ نیز سخت است!

اما اگر بخواهیم مبدا را بیخیال شویم، با کمی ارفاق، می‌دانیم چه مسیری را طی کردیم تا به اینجا رسیدیم. حداقل طبق چیزهایی که به ما گفتند! این را می‌دانیم که روزی دغدغه بشر این بود که چگونه جلوی حمله گرگ را بگیرد و چگونه خودش را گرم کند، و امروز دغدغه اکثریت بشر تبدیل به این شده که پست من چند لایک خورده و چرا یکی از دوستانم من را آنفالو کرد؟!

فکر می‌کنید این یک پیشرفت است یا پسرفت؟ من می‌گویم هیچ‌کدام! اینکه حالا دغدغه ما به چنین چیزی تبدیل شده، به‌ خودیِ خود نشان از پیشرفت دارد، اما حالا با ادامه دادن این عمل، در حال پسرفتی عمیق هستیم!

حواس‌مان نیست که چگونه درحال رفتن به اعماق پوچی و تٌهی بودن هستیم. بدون‌شک روزی متوجه‌اش می‌شویم که احتمالا خیلی دیر شده! البته که بسیاری از ما همین حالا هم متوجه شده‌اند، اما مقصود من اکثریت است! آن اقلیت خاص همیشه بوده‌اند. جمعِ برندگان و پیشروها. کسانی که دنیا به آنها مدیون است.

گذشته هرچه بوده گذشته و حالا ما اینجا هستیم!‌ زمان حسرت خوردن نیست، از گذشته فقط باید یاد گرفت! شروع کنیم برای آینده تلاش کردن! آینده هیچ شکلی ندارد، ما هستیم که به آن شکل می‌دهیم. اصلا آینده‌ای در کار نیست! آینده همین حال، اما در زمانی بعد از حال است! تصور اینکه آینده روشن یا تیره است، زیبا یا زشت است، یا هر پارادوکس صفات دیگر، توهمی بیش نیستند!

منظور از چنین دیدگاهی، این نیست که نباید برنامه‌ریزی کرد. اتفاقا خیلی هم خوب است!‌ اما اگر این دیدگاه را داشته باشیم، این را هم میدانیم که برنامه‌ریزی یعنی دانستن اینکه زمانی که بعد از الآن است، باید چه‌کارهایی انجام دهیم!‌ این زمانِ بعد از حال، میتواند فردا باشد، یا ۳۰ سال آینده، به‌هرحال الآن نیست!

گذشته جهان و بشر همچنان در هاله‌ای از ابهام کامل قرار دارد، آنقدر که حتی نمی‌توان حدس‌های قابل‌قبولی زد. اما هرچه که بوده، حالا ما اینجا هستیم! چرا آینده را نسازیم؟ چرا به‌دنبال پیشرفت نباشیم؟ پیشرفت نسل بشر، پیشرفت زمین،‌ و پیشرفت جهان!

به کجا میرویم؟

و اما سوال دوم من! اهمیت این سوال از سوال قبل، اگر بیشتر نباشد، کمتر هم نیست!

در دورانی زندگی می‌کنیم که پیش‌بینی بسیار سخت و حتی غیرممکن شده. قبل‌ترها اینگونه نبوده. هرچند که ‌پیش‌بینی همیشه کاری سخت بوده،‌ اما هیچوقت به‌این میزان نبوده!

حالا هیچکس نمی‌تواند حتی ۱۰ سال آینده را تصور کند، بجز کسانی که در حال ساختن آن هستند! روزبه‌روز میبینیم که چقدر بشر درحال پیشرفت است و چقدر ابزارهای خارق‌العاده‌ای به جمع ما اضافه می‌شوند. آیا این ترسناک است؟ باید بگویم بله!‌ اما به همان اندازه هیجان انگیز هم هست. آیا ما درحال نابودی خودمان هستیم؟‌ پاسخ به این سوال را هیچکس نمی‌تواند بدهد تا زمانی که اتفاق بیافتد و متوجه‌اش شویم!

اما راهکار چیست؟ اگر نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم، پس چه‌کاری می‌توان انجام داد؟ پاسخ ساختن آینده است. باید در ساختن آینده شریک باشیم و در آن نقش مثبت ایفا کنیم. آینده خودمان، دوستان‌مان، آینده زمین و حتی آینده جهان!

در هر دوران و قطعه‌هایی از زمان، کسانی بودند که تمام پیش‌بینی‌ها را تغییر دادند و باعث اشتباه از آب درآمدن پیش‌بینی‌های قبلی شدند. شخصی آمد و اتومبیل را برای رفت و آمد راحت‌تر بشر خلق کرد. شخصی آمد و جهان را به هم متصل کرد! شخصی آمد و سبک‌زندگی بشر را تغییر داد و هزاران مثال دیگر. کسانی که تاثیر زیادی روی امروز ما گذاشتند و یاد آنها همیشه در ذهن بشر خواهد بود.

در بلاگی جداگانه، پیش‌بینی احتمالا اشتباه خودم را دباره آینده می‌نویسم، اما دوست دارم بگویم بجای دنبال کردن پیش‌بینی‌ها و ترندها، بهتر از دنبال ساختن بهتر و کامل‌تر آینده باشیم، تا بتوانیم پیشرفت کنیم و بهتر از همیشه باشیم!

امیدوارم نسل بشر، دوباره خودش را پیدا کند، و کمی از پوچی که در آن گیر افتاده، خارج شود!

بهترین راه برای پیش‌بینی آینده، ساختن آن است

آبراهام لینکلن(۱۸۰۹ – ۱۸۶۵) – شانزدهمین رئیس جمهور آمریکا


برچسب‌ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *